کاهش تورم ماهانه در تابستان؛ ضرورت هماهنگی سیاستهای اقتصادی و خارجی
رئیس کل بانک مرکزی اخیراً اعلام کرد که پیشبینیهای ابرتورم در اقتصاد ایران به رغم تحریمها و محاصرههای دریایی محقق نشده است. بررسی آمارها نشان میدهد که تورم ماهانه در تیر و مرداد نسبت به سه ماه نخست سال کاهش یافته، اما با تشدید تحریمها و انتظارات تورمی در …
رئیس کل بانک مرکزی اخیراً اعلام کرد که پیشبینیهای ابرتورم در اقتصاد ایران به رغم تحریمها و محاصرههای دریایی محقق نشده است. بررسی آمارها نشان میدهد که تورم ماهانه در تیر و مرداد نسبت به سه ماه نخست سال کاهش یافته، اما با تشدید تحریمها و انتظارات تورمی در شهریور، احتمال دارد نرخ ارز و تورم مجدداً روند افزایشی داشته باشند. با این حال، وقوع ابرتورم در شرایط فعلی نامحتمل به نظر میرسد.
روند تورمی و سیاستهای ارزی
از آذر سال گذشته، بانک مرکزی با اصلاح سیاستهای ارزی و نزدیک کردن نرخ رسمی ارز به بازار آزاد تلاش کرده تا شکاف نرخها را کاهش دهد و انگیزههای سفتهبازی را محدود کند. این اقدامات باعث شد تورم ماهانه در تیر و مرداد به طور میانگین به ۳.۲ درصد کاهش یابد، در حالی که در سه ماه نخست سال این رقم ۶.۴ درصد بود. با این حال، نوسانات نرخ ارز بیشتر تحت تأثیر عوامل سیاسی و امنیتی است تا متغیرهای اقتصادی صرف.
حملات نظامی و محاصره دریایی اخیر، دسترسی به منابع ارزی را محدود کرده و انتظارات تورمی را افزایش داده است. در چنین شرایطی، حتی مدیریت نقدینگی و استفاده از ابزارهای پولی توسط بانک مرکزی نمیتواند به تنهایی انتظارات ناشی از تحولات سیاسی را تغییر دهد.
لزوم هماهنگی سیاستهای اقتصادی و خارجی
نوسانات اقتصادی ناشی از تحولات سیاسی، نشان میدهد که راهحل صرفاً اقتصادی نیست و باید سیاست خارجی نیز در جهت کاهش تنشها و ایجاد چشمانداز روشن برای فعالان اقتصادی تغییر کند. هماهنگی میان سیاست پولی، ارزی، مالی و سیاست خارجی اهمیت ویژهای دارد تا از فشارهای مضاعف بر منابع پولی جلوگیری شود و اثر مداخلات ارزی محدود نشود.
در شرایط فعلی، بانک مرکزی میتواند با مدیریت ذخایر ارزی و ابزارهای پولی از جهشهای شدید جلوگیری کند، دولت باید از فشارهای مالی جدید بر بانک مرکزی پرهیز کند و دستگاه سیاست خارجی باید مسیر کاهش ریسک سیاسی و تنشزدایی را هموار سازد.
بنابراین، برای تثبیت نرخ ارز و کنترل تورم، نیاز به یک راهبرد سیاسی مشخص و قابل پیشبینی است که بتواند نااطمینانیها را کاهش دهد. تا زمانی که جنگ و تحریمها ادامه دارد و چشمانداز روشنی برای پایان آن وجود ندارد، سیاستگذار اقتصادی ناچار است بخش زیادی از انرژی خود را صرف مدیریت ریسکهای سیاسی کند.
در نهایت، اصلاح سیاست خارجی به اندازه اصلاح سیاست ارزی اهمیت دارد و برای خروج اقتصاد ایران از چرخه نوسانات و نااطمینانی، باید منشأ اصلی این نوسانات یعنی تنشهای سیاسی و امنیتی را هدف قرار داد.



